چهارشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۸ - ۲۱:۱۲
آیت‌الله سیفی مازندرانی: با دیدن زندگی شخصی رهبر انقلاب بُهت زده شدم

حوزه/ بنده در یکی از ملاقات‌هایم با مقام معظم رهبری که به داخل اتاق و اندرونی خانه ایشان رفتم، با دیدن زندگی شخصی ایشان بُهت‌زده شدم. زندگی ایشان مثل زندگی یک طلبه محصل بود؛ مبلمان بسیار ساده و فرش‌های قدیمی اتاق ایشان، گویای این مطلب بود که ایشان اگر دم از عدالت می‌زنند، عمل هم می‌کنند.

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، آیت الله سیفی مازندرانی طی سخنانی که در هفته نامه افق حوزه منتشر شده است، به تشریح بخش هایی از بیانیه گام دوم انقلاب پرداخت که متن سخنان این استاد حوزه بدین شرح است:

مقام معظم رهبری زید‌عزه در بیانیه خویش، سرفصل‌هایی را برای حیات جدید انقلاب فرموده‌اند که سرمشق و سرلوحه هر کسی است که خود را انقلابی می‌داند. اگر کسی ادعای انقلابی‌گری داشته باشد؛ ولی این سرفصل‌ها را در مسلک و منش خویش به‌عنوان یک اصل قرار ندهد، از دایره انقلاب خارج است.

صاحب‌نظران و کسانی که در این بیانیه تأمل کرده‌اند، آن را دارای هفت عنوان کلی می‌دانند: ۱. علم و پژوهش؛ ۲. معنویت و اخلاق؛ ۳. اقتصاد؛ ۴. عدالت و مبارزه با فساد؛ ۵. استقلال و آزادی؛ ۶. عزت ملی در عرصه روابط خارجی و مرزبندی با دشمن؛ ۷. سبک زندگی.

در این فرصت دو محور از این بیانیه مهم، یعنی، «معنویت و اخلاق» و «عدالت و مبارزه با فساد» را مورد اشاره قرار می‌دهیم و ان‌شاءالله در فرصت‌های بعد، محورهای دیگری را مورد ارزیابی قرار خواهیم داد.

بر ما حوزویان واجب و ضروری است، مطالبی را که رهبری معظم در ضمن این بیانیه به آن اهتمام ورزیده‌اند، علاوه بر محور قرار دادن آن‌ها در زندگی شخصی خود و پیشی گرفتن از دیگران در عمل به آن‌ها، این محورها را مستدل به آیات و روایات، بیان کنیم؛ چراکه این‌ها چیزی جز ارزش‌های الهی انقلاب نیست. باید گفت در این‌باره از ما حوزویان، توقع بیشتری وجود دارد.

▪  معنویت و اخلاق

یکی از مهم‌ترین مظاهر معنویت که اسلام به آن توجه نموده، مسئله حجاب و عفاف است؛ در صریح آیات شریفه قرآن تصریح شده که بی‌حجابی موجب مرض، کدورت و سیاهی قلب می‌شود؛ عدم عفت در نظر به اجنبیه و نامحرم، موجب فساد قلب است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ إِلَّا أَن یُؤْذَنَ لَکُمْ إِلَی طَعَامٍ غَیْرَ نَاظِرِینَ إِنَاهُ وَلَکِنْ إِذَا دُعِیتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِینَ لِحَدِیثٍ  إِنَّ ذَلِکُمْ کَانَ یُؤْذِی النَّبِیَّ فَیَسْتَحْیِی مِنکُمْ  وَاللَّهُ لَا یَسْتَحْیِی مِنَ الْحَقِّ  وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَقُلُوبِهِنَّ»؛ اگر می‌خواهید متاعی را از همسران پیامبر‌(ص) بگیرید، رو در رو و چشم در چشم و از فاصله نزدیک به آن‌ها نگاه نکنید، بلکه از ورای حجاب درخواستتان را مطرح کنید. طبعاً حجاب همسران پیامبر در منزل، مثل حجابشان در بیرون از منزل نبود و شاید مقداری از قسمت زیرگلو و یا مقداری از موی جلوی پیشانی (البته نه در حدی که خارج از شأن زنان پیامبر‌(ص) باشد) پیدا بود. اصحاب که برای غذا گرفتن به آن‌ها مراجعه می‌کردند، طول می‌دادند و می‌نشستند، لذا آیه فوق نازل شد و به آن‌ها فرمود: «وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ»؛ و در ادامه، مطلب مذکور را این چنین تعلیل نمود: «ذَلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَقُلُوبِهِنَّ» که این، همان معنویت است. معنویت همان طهارت و سلامت قلب است که از حجاب و حفظ نگاه از نامحرم ناشی می‌شود و طهارت قلب است که در روز سختی‌ها به دادمان می‌رسد: «یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَی اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلیم».

در آیه‌ای دیگر از قرآن کریم می‌خوانیم: «قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکی لَهُم»، خداوند متعال در آیات سوره مبارکه شمس، یازده قسم می‌خورد تا این مطلب را بفرماید که کسی سعادتمند است که تزکیه نفس کرده باشد: «وَ الشَّمْسِ وَضُحَاهَا، وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا، وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا، ... قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا» و این تنها موردی است که این همه قسم برای بیان آن ذکر می‌شود. قرآن کریم، حفظ نگاه از نامحرم را یکی از مؤثرترین امور در تزکیه نفس دانسته است.

در روایات صحیحه آمده است: «النَّظْرَةُ سَهْمٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِیسَ مَسْمُوم»؛ یک نگاه شهوت‌انگیز به مواضع زیبای زن، تیر زهرآگین شیطان است. ائمه‌(ع)  در مقام شوخی نیستند و بیانات آن‌ها در مقام بیان احکام فقهی از باب مبالغه نیست. این سخن از باب ایراد خطابه و سخنوری و مبالغه نیست، بلکه یکی از حدود الهی را بیان می‌کند.

یک نگاه شهوت‌انگیز کافی است که انسان را به ورطه فساد و تباهی بکشاند؛ چراکه «إِذَا أَذْنَبَ الرَّجُلُ خَرَجَ فِی قَلْبِهِ نُکْتَةٌ سَوْدَاءُ فَإِنْ تَابَ انْمَحَت وَ إِنْ زَادَ زَادَتْ حَتَّی تَغْلِبَ عَلَی قَلْبِهِ فَلَا یُفْلِحُ بَعْدَهَا أَبَداً»؛ اگر آن نقطه سیاه بزرگ شود، تمام قلب را فرا می‌گیرد و او را تبدیل به یک جرثومه فساد می‌کند.

قرآن کریم حتی به ‌صوت زنان نیز اهمیت داده است: «فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الذی فی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفا»؛ صوتی که در آن، زن صدای خویش را ترقیق کند و با ناز و کرشمه و غمزه صحبت کند، در مردان «طمع» ایجاد می‌کند، چراکه روح شیطانی و شهوت آن‌ها را تحریک می‌کند و این طمع، ضد معنویت است.

مشهور فقهای ما حکم به حرمت زُل زدن و نگاه کردن به زن از فاصله نزدیک داده‌اند. «غض» که در آیه شریفه «یغضوا من ابصارهم» آمده، به‌معنای نگاه را فروهشتن و نگاه را به پایین انداختن است.

اکنون سؤال این است که در بعضی از ادارات و بیمارستان‌های ما چه می‌گذرد!؟ در برخی از سمینارهایی که به عناوین مختلف برپا می‌شود، چه اتفاقاتی می‌افتد!؟ گاهی مشاهده می‌شود که زن و مرد باهم مخلوط می‌باشند و روسری زن تا وسطِ سرش آمده و...؛ در فیلم‌های صدا و سیمای جمهوری اسلامی، زن و مرد اجنبی در کنار هم چگونه صحبت می‌کنند!؟ مگر این‌ها با یکدیگر محرمند که این‌گونه با هم سخن می‌گویند!؟ دختران ما هم این‌ها را می‌بینند و به آن‌ها هم سرایت می‌کند. مگر تلویزیون، نباید دانشگاه اسلام ناب باشد!؟ چرا اموری را که قرآن، مظهر معنویت می‌داند، عمل نمی‌کنید!؟

▪  عدالت و مبارزه با فساد

برخی بعداز سخنان مقام معظم رهبری فقط بیانیه می‌دهند و می‌گویند، باید مقام معظم رهبری را تقویت کنیم، مطالب ایشان باید عملی شود و...؛ اما باید به آن‌ها یادآور شد که «بزرگی سراسر به گفتار نیست / دو صد گفته چون نیم کردار نیست» یا به قول سعدی: «سعدیا گرچه سخندان و مصالح‌گویی/ به عمل کار برآید به سخندانی نیست».

این‌گونه افراد، اول باید به زندگی خودشان نگاه کنند؛ آیا کسی که کارگزار و مسئول نظام جمهوری اسلامی است و پایه حقوقش هفده میلیون تومان است، نمی‌داند که این امر، بر خلاف فرموده‌های مکرر امیرالمؤمنین‌(ع) در نهج‌البلاغه خطاب به مسئولان است!؟ مسئولان حکومتی ایشان چنین حقی نداشتند و برایشان ممنوع بود که در زندگی شخصی خود، چندین برابر عامه مردم از بیت‌المال دریافتی داشته باشند. مسئولان ما نیز باید نگاه کنند که آیا عدالت اجتماعی مدنظر اسلام را مراعات کرده‌اند یا خیر!؟ آیا سبک زندگی آن‌ها با عامه مردم تطبیق دارد یا نه؟

من در یکی از ملاقات‌هایم با مقام معظم رهبری که به داخل اتاق و اندرونی خانه ایشان رفتم، با دیدن زندگی شخصی ایشان بُهت‌زده شدم. زندگی ایشان مثل زندگی یک طلبه محصل بود؛ مبلمان بسیار ساده و فرش‌های قدیمی اتاق ایشان، گویای این مطلب بود که ایشان اگر دم از عدالت می‌زنند، عمل هم می‌کنند. در میان روحانیون مسئول نیز، می‌توان به زندگی ساده آیت‌الله جنتی و مرحوم آیت‌الله مؤمن اشاره کرد. این‌ها در طول عمرشان، یک زندگی عادی داشته و دارند. زندگی اکثر طلبه‌های محصل و محققان و مجتهدان ما نیز یک زندگی عادی است و حقوقشان از سهم امام‌(ع) که بیت‌المال است، کمتر یا مطابق اکثر مردم است.

در پایان ذکر این نکته را شایسته می‌دانم که بعداز آن‌که مقام معظم رهبری بر اقتصاد مقاومتی تأکید و توصیه فرمودند، با عده‌ای از اساتید و نخبگان حوزه، تحقیق جامعی را در طول چند سال انجام دادیم که ثمره آن کتابی با نام «الاقتصاد المقاوم» به زبان عربی شد. این کتاب راه‌گشای خوبی در این عرصه می‌باشد و مطالعه آن را به فضلای محترم حوزه توصیه می‌کنم.

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • احسان RO ۰۰:۰۶ - ۱۳۹۸/۰۶/۲۹
    سلام علیکم لطفا در مورد زندگی و فعالیت‌های ایشان بیشتر کار کنید. باتشکر از خبر جالب و خوبتان